ساندیا پس از سالها کار در تحریریهای فرساینده، برای بازپس گرفتن صدای واقعی خود سراغ راهاندازی یک پادکست مستقل میرود، اما خیلی زود مسیرش به پرونده ای خونین گره میخورد. با قتل حساب شده دوستش بابی، جست و جوی حقیقت برای او از یک کنجکاوی حرفهای به تعقیبی شخصی و وسواس گونه تبدیل میشود و در کنار آمار وارد هزارتوی قتل های الگودار میشود.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.