بیل پورتر از زمان تولد با فلج مغزی زندگی کرده است. او در بزرگسالی تصمیم میگیرد به دنبال شغل بگردد اما در شغلهای مختلف با رد شدن مواجه میشود. با تشویق مادر حامیاش، آیرین، بیل برای شغلی به عنوان فروشندهٔ دورهگرد در شرکت واتکینز، که تأمینکنندهٔ لوازم خانگی و محصولات پخت و پز است، درخواست میدهد. در ابتدا، درخواست او برای این شغل جدی گرفته نمیشود، اما پیشنهاد بیل برای قبول کردن بدترین مسیر فروش و کار تنها با دریافت کمیسیون، مدیر استخدام را متقاعد میکند که به او شغلی بدهد. نخستین روز کاری بیل با سختی آغاز میشود، چراکه مسیر او پر از مشتریان بالقوهٔ عبوس است که یا خوشبرخورد نیستند یا با وضعیت بدنی بیل احساس ناراحتی میکنند.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.
هنوز نظری ثبت نشده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را ثبت میکند.